unintelligibleunmitigated
از 13
unintelligibleunmitigated
unintelligible[adj]

نامفهوم

unintelligibly[adv]

به‌طور نامفهوم

unintended[adj]

ناخواسته,غیرمنتظره

unintentional[adj]

ناخواسته,غیر عمدی

unintentionally[adv]

ناخواسته

uninterested[adj]

بی‌اشتیاق

uninteresting[adj]

خسته‌کننده

uninterrupted[adj]

بی وقفه,بدون وقفه

uninterruptedly[adv]

بدون وقفه,پیوسته

uninviting[adj]

ناخوشایند

uninvolved[adj]

بی‌طرف

union[n]

اتحادیه

union suit[n]

لباس زیر یک تکه,زیرپوش یکپارچه

unionized[adj]

یونیزه نشده,غیر یونیزه

unique[adj]

منحصربه‌فرد

uniquely[adv]

منحصراً

unironed[adj]

اتو نشده,بدون اتو

unisex[adj]

یونیسکس,مناسب برای هر دو جنس

unison[n]

هم‌صدا

unit[n]

واحد (اندازه‌گیری)

unit of measurement[phrase]

واحد اندازه‌‌گیری

unit train[n]

قطار واحد,قطاری که فقط یک نوع محموله حمل می‌کند

unit trust[n]

صندوق سرمایه‌گذاری مشترک

unit vector[n]

بردار واحد,بردار با بزرگی 1

unitarian[n][adj]

یکتاپرست • وحدتگرا,یونیتارین

unite[v]

متحد شدن,جمع شدن

united[adj]

متحد

united arab emirates[n]

امارات متحده عربی,امارات

united kingdom[n]

پادشاهی متحد بریتانیا

united nations[n]

سازمان ملل متحد

united nations security council[n]

شورای امنیت سازمان ملل متحد,شورای امنیت سازمان ملل

united states[n]

ایالات متحده (آمریکا)

united states air force[n]

نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا,نیروی هوایی آمریکا

united states marine corps[phrase]

سپاه تفنگداران دریایی آمریکا

unitedly[adv]

متحدانه,به صورت متحد

unity[n]

وحدت

universal[adj][n]

جهانی • اتصال جهانی,مفصل جهانی

universal joint[n]

مفصل جهانی,مفصل کاردان

universally[adv]

عموماً

universe[n]

گیتی

university[n]

دانشگاه

university counseling center[n]

مرکز مشاوره دانشگاه,خدمات پشتیبانی روانشناسی دانشگاه

university student[n]

دانشجوی دانشگاه,دانشجو

university technical college[n]

کالج فنی دانشگاهی,دبیرستان فنی دانشگاهی

univocal[adj]

صریح

unjust[adj][v]

ناعادلانه • تکرار کردن,دوباره گفتن

unjustifiably[adv]

بی دلیل

unjustified[adj]

بی دلیل,ناموجه

unjustly[adv]

به ناحق,به صورت ناعادلانه

unkempt[adj]

ژولیده

unkind[adj]

بی‌رحم

unkindness[n]

*دسته غراب

unknowingly[adv]

ناخواسته,بدون آگاهی

unknowledgeable[adj]

بی‌اطلاع

unknown[adj][n]

ناشناخته • ناشناخته,مناطق کشف نشده

unknown region[n]

منطقه ناشناخته,قلمرو کشف نشده

unlace[v]

باز کردن,حل کردن

unlade[v]

تخلیه کردن,باربرداری کردن

unlawful[adj]

غیرقانونی,خلاف قانون

unlawfully[adv]

به‌شکل غیرقانونی

unleaded[adj]

بدون سرب

unleaded gasoline[n]

بنزین بدون سرب,سوخت بدون سرب

unlearned[adj]

بی‌اطلاع

unleash[v]

از خود (بروز دادن)

unleavened[adj]

*بدون خمیرمایه

unleavened bread[n]

*نان فطیر

unless[conj]

مگر اینکه

unlighted[adj]

روشن نشده,سوخته نشده

unlike[adj][v][prep]

متفاوت,ناهمسان • نپسندیدن (در فضای مجازی) • برخلاف

unlikely[adj]

بعید

unlimited[adj]

نامحدود, بی‌حد و مرز

unlit[adj]

نشده,خاموش

unload[v]

خالی کردن

unlock[v]

قفل را باز کردن

unlocked[adj]

باز,قفل نشده

unlogical[adj]

غیر منطقی

unloose[v]

باز کردن,شل کردن

unloosen[v]

شل کردن,باز کردن

unlovable[adj]

دوست نداشتنی,سخت برای دوست داشتن

unlovely[adj]

زشت

unluckily[adv]

بدبختانه

unlucky[adj]

بدشانس

unmanageable[adj]

غیرقابل مدیریت, غیرقابل کنترل

unmanned[adj]

بی سرنشین,بدون خدمه

unmannered[adj]

بی ادب,ناشایست

unmarked[adj]

نشانه‌گذاری نشده,بدون علامت

unmarried[adj]

مجرد

unmask[v]

افشا کردن,روشن کردن

unmatched[adj]

منحصربه‌فرد

unmeasurable[adj]

غیرقابل اندازه گیری,نامحدود

unmeasured[adj]

بی اندازه,نامحدود

unmechanized[adj]

مکانیزه نشده,موتوریزه نشده

unmediated[adj]

بی‌واسطه,مستقیم

unmercifully[adv]

بی رحمانه

unmet[adj]
unmindfully[adv]

بدون توجه

unmingled[adj]

خالص,آمیخته نشده

unmistakable[adj]

غیرقابل اشتباه,واضح

unmistakably[adv]

بدون تردید

unmitigated[adj]

کاهش‌نیافته

LanGeek
دانلود برنامه