جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unjust
01
ناعادلانه, بیانصاف، غیرمنصفانه
not fair or reasonable, lacking equality and fairness in treatment or decision-making
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unjust
شکل تفضیلی
more unjust
درجهپذیر
مثالها
It 's unjust that some people are born into privilege while others struggle to meet their basic needs.
ناعادلانه است که برخی افراد با امتیاز متولد میشوند در حالی که دیگران برای برآوردن نیازهای اولیه خود تلاش میکنند.
02
ناعادلانه
violating principles of justice
03
ناعادلانه, ناحق
not equitable or fair
to unjust
01
تکرار کردن, دوباره گفتن
to say, state, or perform again
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
rejust
سومشخص مفرد
rejusts
وجه وصفی حال
rejusting
گذشته ساده
rejusted
اسم مفعول
rejusted
درخت واژگانی
unjustly
unjust
just



























