اتفاقنظر
متحد و موافق
با اتفاق آرا,یکصدا
انکارناپذیر
بی پاسخ, پاسخ داده نشده
غیرمنتظره,ناگهانی
عذرخواهی نکننده, بدون پوزش
بی عذرخواهی,بدون پشیمانی
لباس درآورده,برهنه
غیر جذاب
گوشهگیر
مسلم
بدون شک
بی سلاح,مسلح نشده
بی شرم,بی حیا
بیشرم,بدون خجالت
انکارناپذیر
بدون کمک,غیر مساعد
ساده
متصل نشده,جدا
دستنیافتنی
دستنیافتنی
به حال خود رهاشده
لباس درآورده,برهنه
زشت
*تنبل دوانگشتی
غیر مجاز,بدون اختیار
غیر قابل دسترس
بیبهره
اجتنابناپذیر
به طور اجتناب ناپذیر، الزاما
اعتراف نشده,بیان نشده
ناآگاه,بی خبر
ناخواسته,بیاختیار
پشتیبانی نشده,بدون حمایت
نامتعادل,ناپایدار
غیر قابل تحمل
به طرز غیر قابل تحملی
در تضاد (با استانداردهای پذیرفته شده یا هنجارهای اجتماعی)
بدون اطلاع کسی,ناآگاهانه • ناشناخته,نادانسته
بیاعتقادی
باورنکردنی
بهشکلی باورنکردنی
انعطافناپذیر
بیطرفانه
باز کردن,رها کردن
*آرد سفیدنشده
بی عیب,بی نقص
خیره
رفع انسداد,آزاد کردن
هنوز به دنیا نیامده
دل خود را خالی کردن,اعتراف کردن
نگران نشده,بیتفاوت
آزاد,رها
نامحدود,بی مرز
حذف بریس,برداشتن براکت
بی نام تجاری,عمومی
غیر قابل شکستن
غیر قابل عبور,ناگذر
مهاردررفته
بی وقفه,مداوم
(سگک و...) باز کردن
دکمههای لباس را باز کردن
باز,دکمه باز
قدیمی,منسوخ
نامربوط,نامناسب
به شکل عجیبی,به شکل مرموزی
غیر عادی
بدون گاز,فاقد حباب
لباس درآوردن,لخت شدن
بی وقفه,مداوم
بی وقفه,پیوسته
مردد
تردید
اصل عدم قطعیت
از زنجیر رها کردن,آزاد کردن
دوربین آزاد
بیچونوچرا
بدون چالش
بدون تغییر
تغییرناپذیر,ثابت
بی بار,بدون بار
اکتشاف نشده,نقشه برداری نشده
از حالت انتخاب در آوردن
کنترل نشده,بیقید
غمگین,اندوهناک
جویده نشدنی,بیش از حد سفت برای جویدن
غیر متمدن,وحشی
برهنه,لباس درآورده
عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
عمو سام,سام عمو
و هزار نفر دیگر
مبهم,نامشخص
رفع انسداد,باز کردن گرفتگی
لباس درآوردن,برهنه کردن
شفاف,روشن
مرتبشده
باز کردن
شانهنشده (مو)
ناشایست,بیادبانه