نترس,بیباک
غیرقابل اجرا,عملی نشدنی
بدون تصنع
صادقانه,واقعا
تخمیر نشده,بدون تغییر توسط تخمیر
ناتمام,تمام نشده
کار ناتمام
نامناسب • ناسازگار کردن، ناتوان ساختن
نامناسب,ناشایست
خونسرد
زشت
بی مزه,ملس
بی عیب,کامل
مصمم
پایدار,ثابت
(باز کردن) چیزی که تا شده است
آنفالو کردن,دنبال نکردن
پیشبینینشده
بیدوراندیش,غیرمستقبلنگر
فراموشنشدنی
بیرحم
بیتمایل (به صحبت کردن یا کمک کردن)
بدشانس • بدشانس, نگون بخت
متأسفانه
بیاساس
دورافتاده
حذف از دوستان,از لیست دوستان خارج کردن
نامهربان
خلع لباس کردن
بیثمر
غیر جذاب,نامطلوب
باکره,دست نخورده
شکستخورده (در دستیابی به اهداف خود)
ناامیدکننده
بدون اثاثیه
ساده و قابل فهم
دست و پاچلفتی
لباس درآورده,برهنه
برهنه,بدون لباس
خسیس,بخشنده نبودن
غیر جذاب,کسل کننده
کنترل خود را از دست داده,از کوره در رفته
ناشایست
صفت غیر قابل درجه بندی,صفت مطلق
اشتباه (از نظر دستوری)
ناسپاس
نامرتب,ژولیده
*مربوط به سُم
دسته ناخنی,برس ناخنی
مرهم
سمدار,پستاندار سمدار • سم دار,دارای سم یا شبیه به سم
به طور ناخوشایند,با اندوه
ناراحتی
ناراحت
ناهماهنگ,ناسازگار
ناسالم,مضر
مریضاحوال
غیرسودمند
غیرمنتظره,اعلام نشده
بدون تردید,بلافاصله
نامتعادل,دیوانه
قدیمی
بدون عجله
غیربهداشتی,ناسالم
یونیسف,صندوق کودکان سازمان ملل متحد
تکسلولی
اسب تکشاخ
تکچرخه • راندن تکچرخه,سواری با تکچرخه
تکچرخهسوار,هنرمند تکچرخهسوار
ناشناس, ناشناخته
شیء ناشناس پرنده
یکپارچهسازی
متحد,یکپارچه
لباس فرم • یکنواخت,یکسان • تجهیز به یونیفرم، ارائه یونیفرم
چندوجهی منظم
منشور منظم
یکنواخت
متحد شدن
متحد کننده,یکپارچه ساز
یکطرفه
یکجانبهگرایی
یکجانبهگرا,طرفدار یکجانبهگرایی • یکجانبهگرا,طرفدار یکجانبهگرایی
نورانی نشده,بدون نور
غیر قابل تصور
بهطرز غیر قابل تصوری
بدون ابتکار
بدون آسیب
موثق
بیاهمیت
کماهمیت
ناآگاه,بیاطلاع
غیر مسکونی,خلوت
بیپروا
آغاز نشده,بی تجربه
بیانگیزه
بیانگیزه
حذف کردن,آننصب کردن
فاقد عمق فکری,بدون درگیری با ایدههای پیچیده
احمق