تکرارنشدنی
بیپشیمانی,بدون ندامت
بدون تلافی
بیپروا,رک
بدون قیدوشرط
بی تفاوت,غیر پاسخگو
ناآرامی
نامحدود,بدون محدودیت
بیثمر
بیهوده
آب رفته به جوی را بازگرداندن
نارس (میوه و غیره)
بیرقیب
آرام,بیتلاطم
نافرمان,سرکش
ناامن
به صورت خطرناک,ناامن
نگفته,ضمنی
*بدون نمک
غیر بهداشتی,غیر بهداشتی
به صورت ناکافی,به روشی ناامیدکننده
ناامیدکننده
نگران
ناامیدکننده,رضایت بخش نیست
*اسید چرب غیر اشباع
ناخوشایند,مشکوک
صدمهندیده
نامنطبق با اصول علمی
باز کردن,شل کردن
بیوجدان
مهر و موم نشده,باز
بدون درز,دوخته نشده
نامناسب برای فصل,غیر فصلی
بیمزه,فرآوری نشده
کلم بیمزه,کلم بیطعم
نامرئی,غیرقابل درک
ناپسند
دیده نشده,درک نشده • نامرئی,دنیای روحانی
ازخودگذشته
بیمنفعت,بخشنده
ارسال را لغو کردن (ایمیل، پیام و غیره)
مغشوش کردن
نامشخص,دو دل
ناراحتکننده • ناآرامی,اضطراب
تزلزلناپذیر
تیزنشده,کند
اصلاح نکرده,تراشیده نشده
اصلاح نکرده, ریش دار
پابرهنه,بدون کفش
بی کفش,پابرهنه
ناخوشایند یا غیرجذاب
غیر ماهر,بیتجربه
کاملاً سطح,کاملاً عمودی
جدی,سخت
ناهموار,نامنظم
ضداجتماعی
منزوی
بیلک,تمیز
حل نشده,بی پاسخ
ساده
ناخواسته,درخواست نشده
ناسالم,از نظر مالی ناپایدار
سخاوتمند,بیپروا
توصیفناپذیر
نامشخص,مبهم
نامشخص,مبهم
دست نخورده,بکر
دست نخورده
ضمنی
بی عیب,تمیز
ناپایدار
بی لکه,پاک
ناگفته
ناپایدار
غیر هیجانانگیز
سخاوتمند,بخشنده
دستودل باز
بخشندهوار، بدون قید و شرط
غیر قابل مهار
بی تاکید
اشتراک را لغو کردن
غیر اساسی
بی اساس,فاقد شواهد
ناموفق
بدون موفقیت
به طور غیرقابل تحمل
نامناسب
به طور نامناسب، به طور نادرست
پاک,بیعیب
ناشناخته,ناستوده
بیپشتوانه,بیاساس
نامطمئن
بیرقیب
قابل پیشبینی
مطابق انتظار
بیگمان,سادهلوح
ناپایدار, غیرقابل تحمل
بدون شکر,شیرین نشده
به صورت نامتقارن