underbodyunderway
از 13
underbodyunderway
underbody[n]

شکم,قسمت زیرین بدن

underbrush[n]

زیردرختان,بوته‌زار

undercard[n]

مسابقات مقدماتی,زیرکارت

undercarriage[n]
undercharge[n][v]

شارژ ناکافی,کم شارژ • کم پای (کسی) حساب کردن

underclass[n][adj]

طبقه پایین,زیرطبقه • زیرطبقه,پایین

underclassman[n]

دانشجوی سال اول,دانشجوی سطح پایین‌تر

underclothes[n]

لباس زیر

underclothing[n]

لباس زیر,زیرپوش

undercoat[n][v]

زیرپوش,کرک • آستری زدن,پرایمر زدن

undercook[v]

خوب نپختن

undercooked[adj]

نیم‌پز

undercover[adj][n]

مخفی • یک مأمور مخفی,یک پلیس در لباس شخصی

undercut[n][v]

آندرکات (مدل مو) • ارزان‌فروشی کردن

underdevelop[v]

(عکاسی) به‌طور ناقص ظاهر کردن

underdeveloped[adj]

توسعه نیافته

underdeveloped country[n]

کشور توسعه نیافته,کشور در حال توسعه

underdevelopment[n]

ظهور ضعیف عکس

underdog[n]

طرف ضعیف‌تر

underdone[adj]

کم پخته‌شده

underdrawers[n]

شورت مردانه,لباس زیر مردانه

underdress[v]

لباس غیررسمی پوشیدن

underdressed[adj]

لباس بیش‌ازحد غیررسمی پوشیده

underemployed[adj]

کم‌اشتغال

underestimate[v][n]

دست کم گرفتن • کم‌بینی,برآورد کمتر از واقع

underestimation[n]

دست‌کم‌گرفتن

underexpose[v]

کم‌تر از حد لازم در معرض (چیزی) قرار دادن

underexposed[adj]

تاریک و نامعلوم (عکس یا تصویر)

underfed[adj]

دچار سوء‌تغذیه

underfoot[adv]

زیر پا,بر روی زمین

underfucked[adj]

کم گاییده شده,به اندازه کافی گاییده نشده

underfur[n]

*موی زیرین

undergarment[n]

لباس زیر,زیرپوش

undergo[v]

تحمل کردن

undergrad[n]

دانشجوی کارشناسی,دانشجوی دوره لیسانس

undergraduate[n][adj]

دانشجوی مشغول به تحصیل • کارشناسی,دانشجوی کارشناسی

underground[n][adj][adv]

مترو • زیرزمینی,زیر سطحی • زیر زمین

underground feeder cable[n]

کابل فیدر زیرزمینی,کابل تغذیه زیرزمینی

underground mine[n]
underground mine ventilation[n]
underground press[n]

مطبوعات زیرزمینی,مطبوعات جایگزین

undergrowth[n]

زیردرختان,بوته‌ها

underhand[adj][adv]

از زیر,از زیر سطح شانه • از زیر

underhanded[adj]

فریبکارانه

underlie[v]

اساس چیزی بودن

underline[v][n]

تأکید کردن • زیرخط,خط زیرین

underling[n]

توسری‌خور

underlit[adj]
underlying[adj]

اساسی و نهفته

undermentioned[adj]

ذکر شده در زیر,فهرست شده بعداً

undermine[v]

تضعیف کردن

underneath[prep][adv][n][adj]

زیر • در زیر • زیرین,قسمت پایینی • زیرین,تحتانی

undernourished[adj]

دچار سوء‌تغذیه

undernourishment[n]

سوء‌تغذیه

underpaid[v]

کم پرداخت کردن,ناکافی پرداخت کردن

underpaid and overworked[phrase]
underpainting[n]

زیرنگاره

underpants[n]

زیر شلواری

underpass[n]

زیرگذر

underpay[v]

کم حقوق دادن

underperform[v]

عملکرد پایین‌تر از انتظار داشتن,رشد کمتر از استاندارد داشتن

underperson[n]

زیرانسان,انسان پست

underpin[v]

حمایت کردن,پشتیبانی کردن

underpinning[n]

بنیان

underpriced[adj]

ارزان تر از حد معمول

underprivileged[adj]

محروم

underrate[v]

دست کم گرفتن

underrated[n]

کمتر شناخته شده,به اندازه کافی قدردانی نشده

underscore[v][n]

تأکید کردن • زیرخط,خط زیرین

undersea[adj]

زیر دریا

undersell[v]

زیر قیمت فروختن

undershirt[n]

زیرپیراهن,تیشرت زیرین

undershoot[v]

شلیک کردن به زیر (هدف),نرسیدن به (هدف)

underside[n]

زیرین,قسمت پایینی

undersigned[n]

امضاء کننده زیر,امضاء کنندگان زیر

undersized[adj]

کوچکتر از حد معمول

underskirt[n]

زیردامنی

understaffed[adj]

مواجه با کمبود کارمند

understand[v]

فهمیدن

understandable[adj]

قابل درک

understandably[adv]

به طرز قابل درکی

understanding[n][adj]

تفاهم • منطقی و دلسوز

understate[v]

دست کم گرفتن

understated[adj]

محتاط,ساده

understatement[n]

خردنمایی

understood[adj]

درک شده,فهمیده شده

understrength[adj]

کم تعداد,با کمبود بازیکن

understudy[n][v]

بازیگر ذخیره • برای جایگزینی تمرین کردن

undersurface[n]

سطح زیرین,قسمت زیرین

undertake[v]

بر عهده گرفتن

undertaker[n]

مدیر تشییع جنازه,گورکن

undertaking[n]

تعهد

undertrick[n]

آندرتریک (بریج)

underuse[v]

کم استفاده کردن

underused[adj]

کم استفاده شده,به طور کامل استفاده نشده

undervalue[v]

ارزش چیزی را دست کم گرفتن

undervalued[adj]

کم‌ارزش‌شده

underwater[adj][adv]

زیرآبی • زیر آب,زیردریایی

underwater rugby[n]

راگبی زیر آب,راگبی زیرآبی

underway[adj]

در حال انجام,جریان دارد

LanGeek
دانلود برنامه