جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unsurpassed
approving
formal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
The athlete 's dedication to training led to unsurpassed performance, setting records that stood unbroken for years.
فداکاری ورزشکار در تمرین منجر به عملکرد بینظیر شد و رکوردهایی را بر جای گذاشت که سالها شکسته نشد.



























