جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unsurpassed
تحسینآمیز
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
The chef's culinary skills were unsurpassed, creating dishes that delighted the most discerning palates.
مهارتهای آشپزی سرآشپز بینظیر بود، و غذاهایی میساخت که حتی خوشذوقترین سلیقهها را هم خوشنود میکرد.



























