جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unlucky
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
unluckiest
شکل تفضیلی
unluckier
درجهپذیر
مثالها
I was unlucky to be stuck in traffic for hours today.
من بدشانس بودم که امروز ساعتها در ترافیک گیر کردم.
02
بدشانس, بدیمن
marked by or promising bad fortune



























