جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پس از باران، زمین گلی و لغزنده شد.
زمین ورزشی
زمین فوتبال پر از هواداران مشتاق بود.
اساس, پایه
خاک, زمین
پسزمینه, زمینه
زمین, موقعیت
اساس, پایه
لایه پایه, لایه اول
زمینه (نقاشی)
زمین, جرم
زمینه, پسزمینه
زمین, خاک
استادیوم بر روی زمینی ساخته شده که به ورزش اختصاص داده شده است.
به گل نشستن, در آب کم عمق به گل نشستن
در طول طوفان، کشتی توسط امواج به این سو و آن سو پرتاب شد و در نهایت به گل نشست در ساحل سنگی.
پایه گذاری کردن, بنیان نهادن
استاد دانشجویان خود را در اصول فیزیک پایهگذاری کرد.
قرار دادن, جاگذاری کردن
هنرمند تصمیم گرفت مجسمه شیشهای ظریف را روی یک پایه چوبی محکم مستقر کند.
ممنوعیت پرواز, نگه داشتن روی زمین
پس از عدم موفقیت در بازرسی اجباری ایمنی، مقامات هوانوردی تصمیم گرفتند که تمام ناوگان هواپیماها را زمینگیر کنند.
بنا نهادن, پایه گذاری کردن
برای تقویت استدلال خود، نویسندگان تحلیل خود را بر اصول روانشناسی تثبیتشده مستقر کردند.
زمینه کردن, اتصال به زمین
قبل از کار روی پانل برق، برقکار اطمینان حاصل کرد که تمام سیمهای برق دار زمین شدهاند تا ایمنی تضمین شود.
پوشاندن, اعمال یک لایه محافظ
هنرمند با دقت صفحه مسی را با یک ماده مقاوم در برابر اسید پوشاند.
غلطاندن, به زمین زدن
در یک موقعیت حساس، زننده توپ توانست توپ را غلطانده از جلوی بازیکن دوم بیس که به دنبال آن شیرجه زده بود عبور دهد.
گراند کردن, عمداً توپ را به زمین انداختن
در مواجهه با فشار شدید دفاع تیم مقابل، کوارتربک تصمیم گرفت توپ را گراند کند.
به گل نشاندن, به ساحل کشاندن
ناوبر بیتجربه با بردن کشتی به آبهای کمعمقتر از حد مجاز، آن را به گل نشست.
آسیاب کردن, خرد کردن
او دانههای قهوه را برای فرنچ پرس آسیاب کرد.
محروم کردن از بیرون رفتن, تنبیه با ماندن در خانه
او پس از شکستن گلدان به مدت یک هفته از بیرون رفتن منع شد.
آسیاب شده, خرد شده
دستور تهیه دو قاشق غذاخوری دانههای قهوه آسیابشده را میطلبد.
درخت واژگانی



























