جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ترسیم کردن, نقاشی کردن
او یک گربه بامزه روی کاغذ برای خواهر کوچکش کشید.
کشیدن (در جهتی)
او از یک طناب برای کشیدن جعبه سنگین به سمت خود استفاده کرد.
توصیف کردن
نویسنده به مهارت ترسیم کرد صحنه داستان را، به طور زنده توصیف کردن منظره شلوغ شهر.
استنتاج کردن, نتیجهگیری کردن
پس از تحلیل دادهها، محقق توانست نتیجهگیریهای معناداری از نتایج آزمایش به دست آورد.
کشیدن
با گچ در دست، او یک خط پررنگ کشید تا نکات کلیدی روی تخته سیاه را تاکید کند.
گرفتن
در مقاله تحقیقاتی خود، محقق از متون قدیمی استنباط کرد تا از استدلال خود پشتیبانی کند.
بیرون کشیدن
با حرکتی سریع، شوالیه شمشیرش را کشید، آماده برای روبرو شدن با دشمنی که نزدیک میشد.
کمپین بازاریابی با هدف جذب مشتریان از جامعه محلی به فروشگاه تازه افتتاح شده طراحی شده بود.
کشیدن, استخراج کردن
بارتندر با مهارت یک پینت آبجو از شیر برای مشتری کشید.
نمونه گرفتن
پرستار باید مقدار کمی خون از بازوی شما برای آزمایشهای آزمایشگاهی بکشد.
استنشاق کردن, تنفس کردن
او برای کشیدن یک نفس عمیق از هوای تازه مکث کرد قبل از اینکه دویدنش را ادامه دهد.
برانگیختن
شوخیهای کمدین هرگز در جلب خنده از تماشاگران شکست نمیخورد.
پیوسته حرکت کردن
ابرهای تیره شروع به جمع شدن در آسمان کردند، و طوفان با هر دقیقه که میگذشت نزدیکتر میشد.
تصادفی انتخاب کردن
در قرعهکشی، شرکتکنندگان با اشتیاق منتظر بودند تا مجری آماده کشیدن بلیط برنده از جعبه شود.
برداشت کردن
هر ماه، او مبلغ مشخصی از حساب پسانداز خود برداشت میکرد تا هزینههای زندگی را پوشش دهد.
کسی را به جایی آوردن
سال گذشته، نمایشگاه جذاب هنری جمعیت زیادی را به گالری جذب کرد.
کشیدن
برای لذت بردن از منظره، کافی است پردهها را به کناری بکشید و پنجره را باز کنید.
نوشتن, درست کردن
از وکیل خواسته شد که یک قرارداد دقیق تنظیم کند که شرایط مشارکت تجاری را مشخص میکند.
خارج کردن
اعتقاد بر این است که برخی از درمانهای گیاهی دارای خواصی هستند که میتوانند سموم را از بدن جذب کنند.
قرارداد
هنگام دوخت پارچه، مطمئن شوید که نخ را محکم بکشید تا درزی تمیز و بادوام داشته باشید.
کشیدن
خیاط با دقت پارچه را کشید تا یک فیت تنگ برای لباس سفارشی ایجاد کند.
بیرون کشیدن (اعضای داخلی)
بعد از گرفتن غاز، آشپز با مهارت آن را پاک کرد تا برای کباب کردن آماده شود.
به تساوی ختم شدن
هیچ یک از تیمها نتوانستند پیروزی را به دست آورند، و بازی در پایان وقت قانونی مساوی به پایان رسید.
توجه جلب کردن
هنرمند از رنگهای پرجنبوجوش برای جلب توجه به شخصیت مرکزی در نقاشی استفاده کرد.
کشیدن (زه کمان)
کماندار با دقت زه کمان را کشید و با دقت به هدف نشانه رفت.
به عمق خاصی (برای شناور ماندن) نیاز داشتن
در هنگام جزر، قایق برای ترک مارینا تلاش کرد زیرا برای شرایط کمعمق آب کافی نمیکشید.
تساوی
آبراه کوچک و کمعمق
کشیدن
کارت کشیدن (پوکر)
ضربه کنترلشده (در گلف)
انتخاب تصادفی
عامل جذب مخاطب
شعبدهباز جاذبه اصلی سیرک بود، که با توهمات مسحورکننده جمعیت را مجذوب خود میکرد.
درخت واژگانی



























