جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
حواله, برات
فروشنده یک برات به خریدار صادر کرد و تضمین کرد که پرداخت پس از تحویل کالا انجام خواهد شد.
پیشنویس, چرکنویس، طرح
او پیشنویس اول مقالهاش را ایمیل کرد.
پیشنویس, طرح اولیه
معمار یک پیشنویس از ساختمان جدید را نشان داد.
جریان هوا, هوای تازه
او پنجره را باز کرد تا یک جریان هوا خنک و تازه از هوای خنک شب وارد شود.
کشش, کشیدن
او مسئول کشیدن چوب از جنگل بود.
یک جرعه, یک نوش
او پس از دویدن یک جرعه طولانی آب نوشید.
خدمت سربازی اجباری, اعزام به خدمت
او در خدمت سربازی اجباری فراخوانده شد.
دوز داروی مایع
پزشک یک دوز از شربت سرفه را برای تسکین علائم بیمار تجویز کرد.
کشش, جریان هوا
کشش دودکش نیاز به تنظیم دارد تا آتش روشن بماند.
آبخور, آبخور
آبخور کشتی برای بندر کمعمق بسیار عمیق بود.
یک لیوان آبجو از بشکه, یک پیمانه نوشیدنی مستقیماً از بشکه
او یک لیوان آبجو سرد سفارش داد.
پیشنویس کردن
نویسنده ساعاتی را صرف پیشنویس کردن فصل آغازین رمانش کرد، با این دانست که بازبینیهایی در پی خواهد داشت.
نمونه اولیه چیزی را طراحی کردن
معمار پیشنویس طرحهای ساختمان اداری جدید را تهیه کرد، که شامل اصول طراحی مدرن و ویژگیهای پایدار بود.
خدمت سربازی اجباری, به خدمت سربازی فراخواندن
در بسیاری از کشورها، مردان جوان هنگام رسیدن به سن معینی به خدمت سربازی اعزام میشوند.
درخت واژگانی



























