جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
(مسابقات) به رتبه یا مقام خاصی دست یافتن
علیرغم مواجهه با رقابت سخت، او سخت تمرین کرد و توانست در مسابقه شنا رتبه اول را کسب کند.
وارد شدن
به محض اینکه موسیقی را شنید، تصمیم گرفت وارد شود.
رسیدن
پروژه به خوبی پیش میرود؛ ما میرسیم زودتر از برنامه.
آمدن (بین دو چیز), ضمیمه شدن،
طراح پیشنهاد کرد که یک بخش جدید باید بین پاراگرافهای سوم و چهارم قرار گیرد برای جریان بهتر.
مد شدن
رنگهای جسورانه و طرحها شروع به محبوب شدن در روندهای مد این فصل کردهاند.
در بحث شرکت کردن
همانطور که جلسه پیش میرفت، او احساس کرد مجبور است شرکت کند و بینش خود را در مورد موضوع به اشتراک بگذارد.
ملحق شدن, وارد ماجرا شدن
او تصمیم گرفت وارد پروژه شود و تخصص خود را ارائه دهد.
(سطح آب) بالا آمدن
همانطور که جزر و مد بالا آمد، آب شروع به آمدن کرد و به تدریج بخش بیشتری از ساحل را پوشاند.
به کار آمدن
اطلاعات جدیدی که بعداً کشف شد آمد و به شدت مرتبط با تحقیقات جاری شد.
موجود شدن, باز شدن
انتظار میرود که خط تولید جدید ماه آینده برسد، که به مشتریان اجازه میدهد آخرین طرحها را خریداری کنند.
آنتن دادن, گرفتن (سیگنال)
انتقال رادیویی در ابتدا ضعیف بود، اما با نزدیک شدن به برج، سیگنال شروع به آمدن واضح تر کرد.
به گروه موسیقی پیوستن, به گروه موسیقی ملحق شدن
گیتاریست به تمرین دیر رسید، اما به سرعت وارد شد و شروع به نواختن با گروه کرد.
صحبت کردن (هنگام آغاز مکالمه رادیویی)
خلبان با برج کنترل رادیویی تماس گرفت و گفت: "پرواز 123، در حال آمدن"، که نشان دهنده قصد او برای شروع انتقال بود.
مطابق انتظار عمل کردن (ابزار یا برنامه)
ماشین جدید طراحی شدهاست تا کار کند و حجم زیادی از دادهها را بهصورت کارآمد پردازش کند.
موجود بودن در, داشتن
تلفن در دو گزینه ذخیرهسازی عرضه میشود.



























