جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Free ride
01
موفقیت یا سود مفتومجانی
a benefit that is obtained at the cost or with the effort of another person
نکوهشی
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
free rides
مثالها
He did none of the work but took the credit; it was a free ride.
گروهی از دانشآموزان که برای تهیه گزارش تعیین شدهاند که در آن تنها یک دانشآموز اهمیت میدهد، تمام کارها را انجام میدهد و بقیه از سواری رایگان بهره میبرند.
02
قسر دررفتگی, برخورد ملایم
a soft treatment that does not require someone to face the consequences of their actions
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
After lying to the team, he shouldn't get a free ride.
به طور کلی، مطبوعات به جاکوبسون رفتار ترجیحی دادهاند.



























