to spoon-feed
Pronunciation
/spˈuːnfˈiːd/

تعریف و معنی "spoon-feed"در زبان انگلیسی

to spoon-feed
01

با قاشق غذا دادن, همه چیز را آماده ارائه دادن

***to give someone so much help or information that that person does not need to try himself or herself
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
spoon-feed
سوم‌شخص مفرد
spoon-feeds
وجه وصفی حال
spoon-feeding
گذشته ساده
spoon-fed
اسم مفعول
spoon-fed
مثال‌ها
Certain students enjoy finding out things for themselves; others prefer being spoon-fed.
برخی از دانش‌آموزان از کشف چیزها برای خود لذت می‌برند؛ دیگران ترجیح می‌دهند که با قاشق تغذیه شوند.
02

با قاشق غذا دادن, تغذیه با قاشق

***to feed a baby or other person using a spoon
مثال‌ها
The nurses had to spoon-feed my mother after her stroke.
پرستارها مجبور بودند پس از سکته مغزی مادرم، او را با قاشق تغذیه کنند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه