جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هدر دادن, تلف کردن
او تمایل دارد با باز گذاشتن شیر آب در هنگام مسواک زدن، آب را هدر دهد.
حیفومیل کردن, اسراف کردن
او تمایل دارد درآمد خود را بر روی کالاهای لوکس تلف کند تا اینکه برای آینده پسانداز کند.
به قتل رساندن, کشتن، از میان برداشتن
گروه تصمیم گرفت خبرچینی را که با پلیس همکاری میکرد حذف کند.
دور انداختن
آنها تصمیم گرفتند مبلمان قدیمی را با گذاشتن آن در کنار خیابان برای جمعآوری دور بیاندازند.
ضعیف شدن
کمبود تغذیه مناسب باعث شد بیمار ضعیف شود.
از بین بردن, خراب کردن
توفان از شهر ساحلی گذشت و همه چیز را در مسیر خود ویران کرد.
باعث ضعیف شدن کسی شدن
بیماری طولانی به تدریج او را تحلیل برد، به طوری که برای بلند شدن از تخت خیلی ضعیف شد.
پسماند, زباله
بازیافت با استفاده مجدد از موادی مانند کاغذ، شیشه و پلاستیک به کاهش مقدار زباله ارسال شده به محلهای دفن زباله کمک میکند.
بیابان (برهوت)
اسراف
اتلاف, اسراف
این یک هدررفت استعداد است که با صدای فوقالعادهاش در موسیقی دنبال نشود.
ضرر واردشده به ملک
گرموخشک, بیآب و علف
کاشفان در سرزمینهای بایر، دور از هر نشانهای از تمدن، اردو زدند.
ضایعات, زباله
کارخانه ضایعاتی تولید کرد که قابل بازیافت نبود.
درخت واژگانی



























