جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درک کردن, فهمیدن،متوجه شدن
جزئیات را با دقت درک کنید؛ آنها برای کار حیاتی هستند.
پذیرفتن, به فرزندی گرفتن
زوج مهربان تصمیم گرفتند کودک یتیم را به فرزندی بپذیرند و او را مانند فرزند خود بزرگ کنند.
بادقت نگاه کردن, دیدن
دانشمند جزئیات موجودات میکروسکوپی زیر میکروسکوپ را جذب کرد.
شامل شدن
بیایید یافتههای جدید را در نظر بگیریم و به تحقیق خود اضافه کنیم.
به کسی جا و مکان دادن
ما تصمیم گرفتیم که دوستانمان را برای آخر هفته پذیرایی کنیم تا شهر را به آنها نشان دهیم.
فریب دادن, گول زدن
شعبدهباز با حرکات سریع و باورنکردنی دستش تماشاگران را فریب داد.
پذیرفتن
مدتی طول کشید تا او درک کند بزرگی موقعیت را.
جمع آوری کردن, گردآوری کردن
رویداد خیریه با هدف جمعآوری کمکهای مالی برای کودکان نیازمند برگزار میشود.
بازدید کردن, رفتن برای دیدن
در حالی که در پاریس بودند، مطمئن شدند که از برج ایفل نمادین دیدن کنند و از لذتهای آشپزی شهر لذت ببرند.
کوچک کردن, تنظیم کردن
خیاط اندازهها را میگیرد و کت را برای تناسب بهتر کوچک میکند.
مصرف کردن, دریافت کردن
او همیشه یک سالاد مغذی را با ناهارش مصرف میکند.
جذب کردن, مکیدن
اسفنج رنگ ریخته شده را جذب کرد و از پخش شدن آن روی زمین جلوگیری کرد.
آب گرفتن, غرق شدن
برخورد با یک کوه یخی باعث شد تایتانیک به سرعت آب بگیرد.
ناخواسته شنیدن, گرفتن
او نتوانست از گرفتن گفتگوی جالب توجهی که در میز نزدیک در جریان بود خودداری کند.
کسب کردن, دریافت کردن
کسبوکار کوچک پس از یک کمپین بازاریابی موفق شروع به دریافت سود قابلتوجهی کرد.
دستگیر کردن, بازداشت کردن
پلیس او را دستگیر کرد تا مورد بازجویی قرار گیرد.
استنشاق کردن, به ریه کشیدن



























