جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تاب خوردن
ساعت پاندولی با یک تیک تاک ریتمیک به جلو و عقب نوسان میکرد.
تاب خوردن, ضربه زدن
بازیکن تنیس با مهارت راکت را تاب داد و توپ را از روی تور فرستاد.
نوسان داشتن, تغییر کردن
سخنرانی پرشور فعال توانست نظر عمومی را به نفع حفاظت از محیط زیست تغییر دهد.
دست یافتن به چیزی (از راه ناجوانمردانه)
سیاستمدار حیلهگر توانست رای را به نفع خود تغییر دهد.
تاب خوردن, سوئینگ کردن
کوارتت در گاراژ بداهه نوازی کرد، اجازه داد موسیقی به طور ارگانیک سوئینگ کند.
تاب خوردن, نوسان کردن
رقاص به راحتی در سراسر صحنه تاب خورد.
تاب خوردن, نوسان کردن
او در حالی که روی راهرو راه میرفت، بازوهایش را با ظرافت تکان میداد.
تاب خوردن, با سبک سوئینگ نواختن
پیانیست جاز شروع به سوئینگ کرد، به ملودی ریتمی بازیگوش و بداهه بخشید.
تاب خوردن, نوسان کردن
زنگولههای بادی در باغ نوسان میزدند، نغمههای ملودیک آنها هوا را پر میکرد در حالی که آزادانه آویزان بودند.
زنده بودن, لرزیدن
کلوپ شبانه جدید هدفش تکان خوردن است، با ارائه یک فضای پر جنب و جوش با آخرین موسیقی و سرگرمی.
تبادل کردن, سوئینگ کردن
زوج ماجراجو تصمیم گرفتند سوئینگ کنند و پویاییهای سبک زندگی سوئینگ را کشف کنند.
تاب
کودکان بعدازظهر را روی تاب زمین بازی گذراندند.
سوئینگ, موسیقی سوئینگ
گروه جاز یک سوئینگ پرانرژی نواخت که باعث شد تماشاگران پاهای خود را به زمین بکوبند و به ریتم تاب بخورند.
سوئینگ (رقص دههی ۴۰ آمریکایی)
صحنه رقص با ریتم مسری سوئینگ زنده شد، در حالی که زوجها به دور خود میچرخیدند و به دور میگشتند با نوای شاد گروه جاز.
یک ضربه گسترده, یک حرکت گسترده
سوئینگ بوکسور کاملاً به حریفش نخورد.
تغییر ناگهانی (در عقیده و نظر), تغییر، چرخش
یک تغییر در افکار عمومی به سمت انرژیهای تجدیدپذیر رخ داده است.
نوسان, تکان
دروازه یک لنگه دارد که به آن اجازه میدهد در هر دو جهت باز شود.
شتاب, ریتم
تیم پس از چند پیروزی متوالی در روند خوبی قرار دارد.
تاب, ضربه
او یک ضربه قدرتمند به توپ زد اما از دست داد.
ضربه, حرکت
سوئینگ او روان و کنترل شده است.
ریتم سوینگ, ضرب سوینگ
گروه یک سوئینگ کلاسیک نواخت که همه را به رقص درآورد.
درخت واژگانی



























