جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ضربه زدن
آهنگر با چکش به فلز داغ ضربه زد تا آن را شکل دهد.
حمله کردن
نظامیها برنامه ریزی کردند که سپیدهدم به پایگاه دشمن حمله کنند.
اعتصاب کردن
کارگران تصمیم گرفتند برای دستمزد و مزایای بهتر اعتصاب کنند.
ضربه زدن, تاثیر عمیق گذاشتن
خبر موفقیت ناگهانی او او را با غرور و شادی تحت تأثیر قرار داد.
زدن, برخورد کردن
امواج با چنان نیرویی برخورد کردند که به اسکله آسیب زدند.
زدن, نواختن
ساعت زد نیمهشب، و تمام خانه ساکت شد.
ضربه زدن, فرود آمدن
توفان ساحل را زد و ویرانی گسترده ای به جا گذاشت.
ایجاد کردن, روشن کردن
تکنسین با دقت الکترودها را زد تا قوس در لامپ روشن شود.
نواختن (ساز موسیقی)
او در اوج آهنگ با دقت سنجها را میزند.
دست یافتن, رسیدن
پس از سالها تلاش سخت، او بالاخره در حرفهاش به موفقیت رسید.
زدن, برخورد کردن
نور خورشید صبحگاهی به پنجره برخورد کرد و اتاق را از گرما پر کرد.
حذف کردن, خط زدن
لطفاً جمله نادرست را از سند خط بزنید.
جرقه زدن
او کبریت را به جعبه کشید تا شمع را روشن کند.
به طور تصادفی پیدا کردن, به طور ناگهانی برخورد کردن با
در حالی که در باغ حفاری میکردند، به یک صندوق پنهان پر از سکههای قدیمی برخوردند.
متوجه شدن, پی بردن
دو طرف پس از ساعتها مذاکره به توافق رسیدند.
زدن, نفوذ کردن
شمشیر ضربه زد به زره شوالیه، زخمی گشاده به جا گذاشت.
صاف کردن, هموار کردن
بعد از ریختن گچ، او آن را با ماله زد تا سطح را صاف کند.
ضرب کردن, مهر زدن
ضرابخانه هزاران سکه یادبود برای سالگرد ضرب کرد.
جمع کردن, برچیدن
پس از جشنواره، گروه شروع به جمع کردن چادرها و تمیز کردن محوطه کرد.
برخورد کردن, زدن
او در حال راه رفتن پایش را به قاب در زد.
به خود گرفتن, پذیرفتن
او قبل از رفتن روی صحنه یک حالت مطمئن به خود گرفت.
زدن, فرا گرفتن
خبر حادثه ترس را در قلب همه حاضرین انداخت.
اعتصاب
کارگران برای دستمزد بالاتر یک اعتصاب سازماندهی کردند.
حمله, ضربه
ارتش یک ضربه هوایی در سپیدهدم انجام داد.
ضربه استراک
او پس از گرفتن یک استرایک در بولینگ جشن گرفت.
موفقیت, ضربه استادانه
راهاندازی محصولشان یک موفقیت واقعی بود.
خطا (در بیسبال)
داور یک ضربه در گوشه داخلی صفحه اعلام کرد.
ضربه ملایم, تپش ملایم
او یک ضربه به میز زد تا همه را بیدار کند.
درخت واژگانی



























