جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نجات دادن
نجاتغریقها بیوقفه کار میکنند تا شناگران در معرض خطر را نجات دهند.
نجات دادن
تفکر سریع او پروژه را از عقب افتادن از برنامه نجات داد.
نجات دادن (از گناهان)
موعظه واعظ درباره قدرت ایمان برای نجات روحها بود.
نگه داشتن
لطفاً، بعد از شام کمی دسر برای من ذخیره کنید.
خاموش کردن چراغها هنگام ترک اتاق میتواند برق را ذخیره کند.
پسانداز کردن, ذخیره کردن
او هر ماه بخشی از حقوقش را برای مواقع اضطراری پسانداز میکند.
جمع آوری کردن, ذخیره کردن
او تمام بلیطهای فیلم را به عنوان یادگاری از فیلمهای مورد علاقهاش نگه میدارد.
اجتناب کردن, پیشگیری کردن
او بلافاصله عذرخواهی کرد تا از رویارویی اجتناب کند.
ذخیره کردن (فایل)
لطفاً به یاد داشته باشید که قبل از بستن برنامه، سند خود را ذخیره کنید.
ذخیره کردن
او مقاله جالب را برای خواندن در طول مسیرش ذخیره کرد.
نجات دادن, حفاظت کردن
« خداوند حفظ کند رئیس جمهور را » اغلب در مراسم تحلیف شنیده میشود.
مهار کردن (توپ), دفع کردن (توپ)
تکل لغزان مدافع یک فرصت گلزنی بالقوه را نجات داد.
مهار (توپ توسط دروازهبان در فوتبال و غیره), دفع (توپ توسط دروازهبان در فوتبال و غیره)
نجات, ذخیره
کلوزر با یک استرایکاوت نهایی سیو را تضمین کرد.
جز, به جز
خانه پر از خنده و شادی بود، جز زمانی که خاطرات گذشته آنها را آزار میداد.
درخت واژگانی



























