جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به یاد آوردن, به خاطر آوردن
او میتوانست جزئیات مکالمه را با وضوح قابل توجهی به یاد آورد.
یادآوری کردن, بازگرداندن به واقعیت
او مجبور شد او را از رویاپردازی فراخواند تا روی کار تمرکز کند.
فراخواندن, برای جلسه فراخواندن
شرکت تصمیم گرفت کارمند را برای یک جلسه به دفتر فراخواند.
یادآوری کردن, به خاطر آوردن
آن آهنگ قدیمی یادآوری خاطرات تعطیلات تابستانی ما میکند.
فراخوانی کردن, برگرداندن
شرکت پس از کشف نقص باتری، تمام تلفنها را فراخواند.
استیضاح
شهردار پس از اعتراضات عمومی با یک برکناری مواجه شد.
یادآوری, بازخوانی
آزمون یادآوری تاریخهای تاریخی دانشآموزان را آزمایش کرد.
فراخوان, بازگشت
یک فراخوان برای بازگشت تمام کارکنان به مقر اصلی وجود داشت.
علامت بازگشت, فراخوان بازگشت
نیروها بلافاصله به علامت فراخوان پاسخ دادند.
فراخوانی, بازپسگیری
شرکت فراخوانی کیسههای هوای معیوب را صادر کرد.
درخت واژگانی



























