جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
outright
مثالها
The company outright denied the allegations.
شرکت کاملاً اتهامات را رد کرد.
02
مستقیماً, رکوراست، بیپرده، صریحاً
without any restrictions, conditions, or further financial obligations attached
مثالها
I want to buy this land outright so I do n't have to worry about monthly land payments.
من میخواهم این زمین را یکجا بخرم تا مجبور نباشم نگران پرداختهای ماهانه زمین باشم.
03
بلافاصله, بدون تردید
immediately or without hesitation
مثالها
He agreed to the proposal outright, without needing time to think it over.
او بلافاصله به پیشنهاد موافقت کرد، بدون اینکه نیاز به زمان برای فکر کردن داشته باشد.
مثالها
Instead of avoiding the issue, she addressed it outright.
به جای اجتناب از مشکل، او آن را به صراحت مورد توجه قرار داد.



























