جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
متوسط
آنها یک پیتزای متوسط سفارش دادند تا در گروه تقسیم کنند، نه خیلی بزرگ و نه خیلی کوچک.
نیمهپخته
سینه مرغ تا زمانی که به پخت متوسط رسید، کباب شد، با بافتی مرطوب و نرم.
ابزار نقاشی
هنرمند اکریلیک را به عنوان مدیوم به دلیل زمان خشک شدن سریع و رنگهای زندهاش انتخاب کرد.
هنر یک رسانه قدرتمند برای بیان احساسات است.
رسانه
خبر از طریق رسانههای مختلف، از جمله تلویزیون و رادیو پخش شد.
کابلهای فیبر نوری یک رسانه پیشرفته برای انتقال اینترنت پرسرعت هستند.
محیط, رسانه
صخرههای مرجانی یک محیط پرجنبوجوش فراهم میکنند که در آن زندگی دریایی متنوع میتواند شکوفا شود.
محیط, حامل
آزمایشگاه از آگار به عنوان محیط برای رشد باکتری استفاده کرد.
محیط, حامل
دانشمند از یک محیط ویژه برای جلوگیری از فساد نمونهها استفاده کرد.
مدیوم, غیبگو
مدیوم یک جلسه روحانی برگزار کرد تا با ارواح درگذشتگان ارتباط برقرار کند.
پیدا کردن میانه بین قیمتهای بالا و پایین برای خریدارانی که به بودجه توجه دارند بسیار مهم بود.



























