خلع سلاح
پریشانیخاطر
مصیبت
رد
نواده
پایین آمدن
سرازیری
توصیف
ناامیدی
نامتعادل
بیابان • متروکه
بیابانزایی
بیابانی
ناامید
ناامید شدن
ناامیدی
لباس خود را درآوردن
کندن علف هرز
کم آبی بدن
طراحی
طراح • نامزد کردن (سیاست)
سرخوردگی
ضدعفونی کردن
ضدعفونی
اطلاعات نادرستِ عمدی
شکافتن (اتم)
بیعلاقه کردن
بیتفاوت
خواسته
خواستن
تسلیناپذیر
غمگین کردن
نامنظم
بینظمی
زین پس
استخوان (گوشت را) گرفتن
شل کردن
دسر
نقاشی
کارتون
نقاشی طنزآمیز,کاریکاتور
نقاشی کردن
آشفتن
گیرنده (نامه)
مقصد
اختصاص دادن
اسب جنگی,اسب شوالیه
ویرانی
نوستالژیک
اختلاف
ماده لکهگیر
باز کردن
جزییات
پر جزییات
جرمگیری کردن
پیدا کردن
آشکارساز دود
آرام کردن
آرام
در اختیار داشتن
استراحت
تملک
زندانی
ماده پاککننده
خرابی
خراب
خراب کردن
عزم
معین
از خاک درآوردن
متنفر بودن
جاده فرعی
(عمل) تغییر مسیر دادن
تغییر جهت دادن
منتقد
غم
خراب کردن
خراب شده
بدهی
داغداری
دو بار
دوم
جلوی • جلو • جلو
ویرانگر
ویران کردن
توسعه
توسعه دادن
شدن • آینده
برهنه
منحرف شدن
حدس زدن
شعار
پیچ (چیزی را) باز کردن
پرده (از چیزی) برداشتن
تکلیف مدرسه • مجبور بودن
دریدن
وقف شده
زیپ باز کردن
دیابت
نیم تاج