دیوانه • نامعقول
تکذیب کردن
خانه
اقامت کردن
نیم • نیمه
نیمدایره
برادر ناتنی
استعفا
استعفا دادن
دمو,پیشنمونه
ترخیص از خدمت
دموکراسی
مردمی
از مد افتاده
خراب کردن
تخریب
شیطان
اثبات
ثابت کردن
ناامید کردن
محروم
پیدا کردن
اختلاف سطح داشتن
نامیدن
لو دادن
سرانجام
گره (چیزی را) باز کردن
بهصورت متراکم
تراکم
دندان
دندان شیری,دندان موقت
دندان عقل,دندان آسیای سوم
تور (پارچه)
خمیردندان
دندانپزشک
دندانپزشکی,علم دندانپزشکی
(عمل) دندان درآوردن
فقیر
ضد بو
تعمیر
تعمیر کردن
(عمل) رفتن
شهرستان (تقسیمات کشوری فرانسه)
فراتر رفتن
تغییر آب و هوا (سفر)
پیام تلگرافی
با عجله فرستادن
وابستگی
وابسته
تحت نفوذ (کسی یا چیزی) بودن
خرج
خرج کردن
ولخرج
تشخیص
آزرده
جابجایی
ناراحت کردن
آگهی کوچک
آرایش نظامی
اسفبار
(ارتش) آرایش نظامی دادن
گذاشتن
استشهاد
انبار
بدون
(عمل) زدودن گردوخاک
گردگیری کردن
افسرده
افسردگی
افسردگی
افسرده
افسرده شدن
از • از آن زمان به بعد
نماینده
از ریشه کندن
از خط خارج شدن
دیوانه
اختلال
مزاحمت ایجاد کردن
لغزیدن
تمسخر
مشتق (زبانشناسی) • واژه مشتق (زبانشناسی)
آخر
دقیقه آخر,خبر فوری
مخفی
جریان (نمایش، حوادث و غیره)
اتفاق افتادن
مراسم فرش قرمز گرفتن
گمراهکننده
مسیر (چیزی را) تغییر دادن
عقب • کپل • عقب
[حرف تعریف معرفه و جمع]
به محض اینکه
اشتراک (کسی را) قطع کردن
اختلاف نظر
بداخلاق
ناراحتی
تشنگی (کسی را) رفع کردن
ناامید کردن
مخالفت کردن