جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dérouler
01
اتفاق افتادن, روی دادن
avoir lieu, se passer dans le temps
مثالها
Le festival se déroule en juillet chaque année.
جشنواره هر سال در ماه ژوئیه برگزار میشود.
02
مرور کردن [استعارهای]
présenter ou exposer quelque chose étape par étape
مثالها
Elle déroule les étapes du projet une par une.
او مراحل پروژه را یکی یکی توضیح میدهد.
03
باز کردن (چیز لوله شده), گستردن
déplier quelque chose enroulé ou roulé
مثالها
Elle déroule une banderole pour la manif.
او یک بنر را برای اعتراض باز میکند.



























