جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
désoler
01
غمگین کردن, ناراحت کردن، متاثر کردن
causer de la tristesse ou de la peine à quelqu'un
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
désolé
اولشخص جمع
désolons
اولشخص زمان آینده
désolerai
وجه وصفی حال
désolant
اسم مفعول
désolé
اولشخص جمع زمان ناقص
désolions
مثالها
Son départ a désolé toute la famille.
خروج او غمگین کرد تمام خانواده را.



























