جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
میزبان
میزبان با لبخندی گرم از همه استقبال کرد و آنها را به صندلیهایشان راهنمایی کرد.
میزبان, سازمان دهنده
دانشگاه به عنوان میزبان برای کنفرانس بینالمللی خدمت کرد.
صاحب مهمانسرا (مرد)
میزبان وقتی به مسافرخانه دنج رسیدیم، گرم از ما استقبال کرد.
مجری
مجری به مهارت از میان موضوعات متنوع در گفتگوی شبانه عبور کرد.
جمعیت زیاد, انبوه
این رویداد با حضور جمعیت بزرگی از مقامات و افراد مشهور برگزار شد.
*دسته گنجشک
دستهای از گنجشکها برای یافتن غذا به زمین فرود آمدند.
میزبان (شبکه)
سرور وب به عنوان یک میزبان عمل میکند، محتوای وبسایت را به کاربرانی که به آن دسترسی دارند ارائه میدهد.
میزبان, حامل
سگ میزبان ککهایی بود که پوستش را گاز میگرفتند.
یک ارتش, یک نیروی نظامی
ارتش در سپیدهدم جمع شد، آماده برای نبرد سرنوشتساز.
نان مقدس, قربانی
کشیش قربانی را در طول عشای ربانی بالا برد.
میزبان, دریافت کننده
بدن میزبان پیوند کلیه را با موفقیت پذیرفت.
میزبانی کردن, میزبان بودن
شرکتها اغلب کنفرانسها را برگزار میکنند تا متخصصان صنعت را برای شبکهسازی گرد هم آورند.
برنامه صبحگاهی محبوب توسط یک چهره مشهور مجری میشود.



























