جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دست نگه داشتن, صبر کردن
دکتر از بیمار خواست که صبر کند در حالی که آنها نتایج آزمایش را بررسی میکردند.
مقصر دانستن, انداختن تقصیر
شما نمیتوانید اشتباه را به من بچسبانید؛ من حتی آن روز در دفتر نبودم.
گوشی را نگه داشتن
میشه لطفاً یک لحظه صبر کنید؟
چسبیدن, پافشاری کردن
با وجود مشکلات، او تصمیم گرفت پافشاری کند و به دنبال رویایش ادامه دهد.
وابسته بودن به, متکی بودن به
موفقیت آنها بستگی به نتیجه مذاکرات آینده دارد.
محکم نگه داشتن, چسبیدن
محکم نگه دارید، ترن هوایی به زودی حرکت میکند!
تمرکز کردن روی, توجه داشتن به
من باید به توجه دقیق به هر کلمه از سخنرانی داشته باشم تا مفاهیم پیچیده مورد بحث را درک کنم.
صبر کردن, تحمل کردن
ما برای نتایج آزمایش منتظر بودهایم، و این ما را کاملاً مضطرب میکند.
پایداری کردن, بیش از حد انتظار طول کشیدن
آنفلوانزا طول کشید برای هفتهها، که بهبودی را دشوار کرد.



























