جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بیرون رفتن
او اغلب بیرون میرود تا با دوستانش در پارک بسکتبال بازی کند.
رابطه رمانتیک داشتن
آنها در کالج شروع به دورهمرفتن کردند و از آن زمان زوج بودهاند.
(چراغ یا آتش) خاموش شدن
اجاق را روشن رها نکنید؛ شعله ممکن است خاموش شود.
بیرون رفتن, ترک کردن
آنها تصمیم گرفتند از مرکز خرید شلوغ خارج شوند و جای آرامتری برای غذا خوردن پیدا کنند.
بیرون رفتن, به زمین رفتن
تیم فوتبال با روحیهای بالا به زمین آمد.
از مد افتادن, محبوبیت خود را از دست دادن
شلوارهای جین گشاد در دهه 1970 از مد افتادند اما اخیراً بازگشتهاند.
پخش شدن (برنامه رادیویی یا تلویزیونی)
کنسرت زنده پخش خواهد شد در چندین پلتفرم استریمینگ.
حذف شدن, بیرون رفتن
تیم پس از یک باخت سخت از پلیآف حذف شد.
عقب نشینی کردن, پس رفتن
جزر پس رفت و گستره وسیعی از شن را آشکار کرد.
تمام کارتهای دست را بازی کردن, پایان دادن به بازی
در دور نهایی، او تصمیم گرفت با آخرین کارتهایش همه کارتهایش را بازی کند.
خاموش شدن, از کار افتادن
برق در طول طوفان قطع شد، و تمام چراغها خاموش شدند.
پخش شدن, شناخته شدن
شایع شد که دولت مقررات جدیدی را تصویب کرده است.
فرستاده شود, توزیع شود
آیا دعوتنامههای عروسی به همه مهمانها فرستاده شده است؟



























