جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فاش شدن
رسوایی در نهایت افشا شد، که باعث هیجان رسانهای شد.
بیرون رفتن, خارج شدن
امروز روز زیبایی است؛ بیایید از خانه بیرون برویم و از آفتاب لذت ببریم.
درآوردن, استخراج کردن
لطفاً ظروف را برای شام از کابینت بیرون بیاورید.
خارج شدن, ترک کردن
اگر در رابطه فعلی خود خوشحال نیستید، ممکن است زمان آن رسیده باشد که از آن خارج شوید.
بیرون آوردن, نجات دادن
آتشنشانها برای خارج کردن مردم از ساختمان در حال سوختن آمدند.
بیرون آوردن, با مشکل بیان کردن
او برای بیان احساسات گناه خود در جلسه درمانی تلاش زیادی کرد.
فرار کردن, رهایی یافتن
او سعی کرد با ارائه عذرخواهی از مشکل خلاص شود.
کسی را مجبور (به گفتن چیزی/ انجام کاری) کردن
بازجو از تاکتیکهای مختلفی برای درآوردن حقیقت از مظنون استفاده کرد.
منتشر کردن, چاپ کردن
مجله برنامهریزی کرده است که شماره جدید را تا پایان ماه برای مشترکین منتشر کند.
پاک کردن, حذف کردن
او از یک لکهبر استفاده کرد تا لکه شراب قرمز را از لباسش پاک کند.
پیاده شدن, خارج شدن
او مجبور شد از تاکسی پیاده شود چون در ترافیک گیر کرده بود.



























