جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
اندازه بودن
میتوانید این کفشها را امتحان کنید تا ببینید مناسب هستند یا نه؟
قابل قبول بودن
مدارک داوطلب کاملاً با شرح شغل مطابقت دارد.
جا دادن, تنظیم کردن
علاقهمند به پازل هر قطعه را با دقت جاگذاری کرد تا تصویر را کامل کند.
هماهنگ کردن, جور کردن
تجربه گسترده او در مدیریت پروژه او را برای موقعیت رهبر تیم مناسب میکند.
تنظیم کردن
خیاط لباس را دقیقاً مطابق اندازههای مشتری برای تناسب کامل تنظیم کرد.
تأمین کردن, فراهم کردن
شرکت هر کارمند را با یک لپتاپ جدید برای کار از راه دور مجهز کرد.
سازگار بودن
او برای پیدا کردن کفشهایی که به راحتی مناسب پای باریکش باشند، تلاش کرد.
تندرست, خوشهیکل
پزشکان اغلب ورزش منظم و رژیم غذایی سالم را برای حفظ تناسب اندام و پیشگیری از بیماری توصیه میکنند.
کافی
جعبه برای نگهداری وسایل سنگین مناسب نیست.
سپرماهی
ماهیگیر یک ماهی تخت در امتداد ساحل صید کرد.
تنخور
تناسب لباس عالی بود.
بدرفتاری
وقتی بازی را باخت، یک عصبانیت کرد.
تشنج, حمله
کودک در طول بیماری یک حمله داشت.
حجم زیاد کار (که ناگهان سر کسی میریزد)
او کل خانه را در یک حملۀ ناگهانی انرژی تمیز کرد.
تناسب, مناسب بودن
مربی جدید انتخابی عالی برای نیازهای تیم بود.
لباس, ظاهر
این یک لباس تمیز است؛ از کجا گرفتی؟
درخت واژگانی



























