جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نمایه, ترسیم، طرح، تصویر
گزارش شامل چندین شکل بود تا دادهها را آسانتر برای درک کند.
او از فیگور دوستش تحسین میکرد، با قدردانی از منحنیهای ظریف و تناسباتی که او را خیرهکننده میکرد.
رقم, عدد
در ریاضیات، ارقام برای بیان مقادیر عددی استفاده میشوند.
مجسمه یا اثر هنری
موزه یک مجسمه مرمر از یک الهه یونانی را به نمایش گذاشته بود.
شخصیت, چهره
نلسون ماندلا یک چهره کلیدی در تاریخ جهان بود.
فیگور, ظاهر
او یک چهره چشمگیر در لباس قرمز خود برید.
مبلغ, رقم
قرارداد یک مبلغ 50,000 دلاری را ذکر کرده بود.
رقم, تعداد
مطالعه یک عدد بالایی از شرکتکنندگان را گزارش کرد.
فیگور, حرکت
اسکیت باز یک فیگور دشوار را بدون نقص اجرا کرد.
شکل, سایه
یک شکل در مه توجه او را جلب کرد.
صنعت ادبی, اصطلاح
"زمان یک دزد است" یک صنعت ادبی است.
فرض کردن, فکر کردن
من تصور میکنم که او حدود ساعت ۶ بعد از ظهر میرسد، با توجه به ترافیک معمول.
نقش مهمی ایفا کردن, برجسته بودن
او به طور برجسته در موفقیت پروژه نقش دارد.
به نظر می رسد, انتظار می رود
با مهارتهایش، او به نظر میرسد یک نامزد برتر برای شغل باشد.
محاسبه کردن, تعیین کردن
او به سرعت مقدار محاسبه کرد که چقدر به او بدهکار است.
فهمیدن, نتیجه گیری کردن
من به زمان بیشتری نیاز دارم تا بفهمم چه چیزی در طول آزمایش اشتباه پیش رفته است.
درخت واژگانی



























