جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بیش از حد طولانی کردن, کش دادن
گوینده تصمیم گرفت ارائه را طولانی کند، با ارائه جزئیات و مثالهای بیشتر.
از کسی حرف کشیدن
مصاحبهکننده با مهارت با پرسیدن سوالات باز، نامزد را به صحبت واداشت.
مکیدن, استخراج با مکش
دندانپزشک از یک ابزار مکش برای کشیدن بزاق و آب اضافی در طول عمل دندان استفاده کرد.
کندن, (به زور) جدا کردن
مکانیک مجبور شد پیچ سرسخت را با آچار بیرون بکشد.
بیرون کشیدن (با تحقیق و بررسی), کامل درک کردن
فیلسوف سعی کرد اصول زیربنایی را از متن پیچیده استخراج کند.
کسی را اجتماعی کردن
شرکت در رویدادهای اجتماعی میتواند افرادی را که در ابتدا محتاط هستند بیرون بکشد.
طولانی شدن تایم روز (در اواخر زمستان)
همانطور که زمستان محو میشود، شبها کشیده میشوند و روزها طولانیتر میشوند.
برداشت کردن, خارج کردن
او به دستگاه خودپرداز رفت تا برای هزینههای آخر هفته مقداری پول برداشت کند.



























