جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بریدن, برش دادن
میتوانید کوپنها را از مجله ببرید تا بتوانیم در فروشگاه از آنها استفاده کنیم؟
بریدن, شکل دادن
به عنوان بخشی از پروژه DIY، آنها مجبور بودند اندازههای دقیق را از ورق تختهلا ببرند.
قطع کردن, ناگهانی پایان دادن
شکایات سر و صدا از سوی همسایهها شهر را وادار کرد تا فعالیتهای ساخت و ساز شبانه را متوقف کند.
خاموش شدن, قطع شدن
به محض فعال شدن حفاظت در برابر گرمای بیش از حد، توستر خاموش شد تا از هرگونه آسیب جلوگیری کند.
قطع کردن, مسدود کردن
در طول مسابقه، مدافع با مهارت یک پاس عمقی که برای مهاجم در نظر گرفته شده بود را قطع کرد و از فرصت گلزنی تیم حریف جلوگیری کرد.
حذف کردن, بریدن
هنگام بازبینی دستنوشتهاش، نویسنده مجبور شد یک زیرطرح را که به روایت کلی کمک چندانی نمیکرد، حذف کند.
حذف کردن, قطع کردن
پزشک به او توصیه کرد که برای بهبود سلامت کلی خود، سیگار را قطع کند.
جدا کردن, منزوی کردن
زیستشناس حیات وحش نیاز داشت یک گوزن خاص را از گروه جدا کند تا برای اهداف تحقیقاتی یک قلاده ردیابی به آن وصل کند.
قطع شدن, گسستن
من با دوستم روی تلفن صحبت میکردم، و تماس قطع میشد، که دنبال کردن مکالمه را سخت میکرد.
در رفتن, ترک کردن
وقتی فیلم ناامیدکننده از آب درآمد، لیزا و جیک تصمیم گرفتند در بروند و به جای آن شام بخورند.
قطع کردن مسیر, ناگهانی تغییر لاین دادن
یک ماشین بدون راهنما زدن جلوی ما پیچید.
حذف کردن, بریدن
دوستان خود را از برنامههایتان حذف نکنید.
حذف کردن, محروم کردن از ارث
او تصمیم گرفت پسرعمویش را پس از مشاجرهشان از وصیتنامه حذف کند.
بریده شده, حذف شده



























