جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
contracted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most contracted
شکل تفضیلی
more contracted
درجهپذیر
مثالها
The company's profits were significantly lower this quarter, reflecting a contracted financial performance.
سود شرکت در این فصل به طور قابل توجهی کمتر بود که نشان دهنده عملکرد مالی منقبض شده است.
درخت واژگانی
contracted
contract



























