جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bro split
01
جداسازی گروههای عضلانی, روال ورزشی بر اساس گروه
a gym routine where different muscle groups are trained on separate days
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bro splits
مثالها
He follows a classic bro split: chest on Monday, back on Tuesday.
او از یک برو اسپلیت کلاسیک پیروی میکند: سینه در دوشنبه، پشت در سهشنبه.



























