جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
حرکت رو به جلو, پیشروی
نیروها یک پیشروی سریع به سمت خطوط دشمن انجام دادند.
پیشرفت
پیشرفت تکنولوژیکی شرکت در این سال قابل توجه بوده است.
نزدیکی, آزمایش
او یک پیشنهاد برای آزمایش ایده با همکارانش ارائه داد.
افزایش (قیمت), فزونی (قیمت)
سهم یک پیشرفت پنج امتیازی نشان داد.
پیش پرداخت, علی الحساب
او یک پیشپرداخت بر روی حقوق خود دریافت کرد.
موجب پیشرفت چیزی شدن, پیش بردن
دانشجو هر روز با پشتکار مطالعه کرد تا درک خود از موضوع را پیش ببرد.
ارائه دادن, مطرح کردن
در جلسه تیم، سارا یک استراتژی بازاریابی جدید برای افزایش دید محصول پیشنهاد داد.
پیش رفتن, جلو رفتن
همانطور که ماراتن شروع شد، دوندگان شروع به پیشروی در طول مسیر مسابقه کردند.
پیشرفت کردن
علیرغم مواجهه با چالشها، پروژه به سمت تکمیل پیشرفت کرد.
افزایش دادن, بالا بردن
در پاسخ به شرایط اقتصادی، شرکت تصمیم گرفت حقوق کارکنان خود را 10% افزایش دهد.
به جلو راندن
کارگران ساختمانی از ماشینآلات سنگین برای پیش بردن بلوکهای بتنی عظیم به موقعیت استفاده کردند.
بالا رفتن (قیمت و ارزش)
با افزایش تقاضا برای محصول با نسخه محدود، قیمت بازار آن شروع به افزایش کرد.
پیش پرداخت کردن, وجه پیش پرداخت دادن
شرکت موافقت کرد که حقوق کارمند را پیش پرداخت کند تا به پوشش هزینههای پزشکی غیرمنتظره کمک کند.
ترفیع دادن, ارتقا دادن
به رسمیت شناختن مهارتهای رهبری استثنایی او، کارمند به سمت مدیر تیم ارتقا یافت.
پیشرفته
تیم پیشرو قبل از رسیدن بقیه اعضای اکسپدیشن کمپ را برپا کرد.
او یک نسخه پیشانتشار از کتاب را قبل از انتشار رسمی آن دریافت کرد.



























