جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
با کسی تماس گرفتن, به کسی زنگ زدن
میتوانید ده دقیقه دیگر به من زنگ بزنید؟
نامیدن
آیا کسی را میشناسید که نامیده میشود امیلی؟
کسی یا چیزی را (به اسم یا لقب خاصی) خطاب کردن
داری منو یه دوست بد صدا میزنی؟
خطاب کردن (کسی یا چیزی)
در باشگاه، همه ما همدیگر را با نامهای تمرینیمان صدا میزنیم.
(نام کسی را) فریاد زدن, صدا زدن (با فریاد)
آیا تو همین یک دقیقه پیش اسم مرا صدا زدی؟
تولید صدا کردن (پرندگان یا حیوانات)
طاووس صبح زود صدازد تا یک ماده را جذب کند.
به کسی سر زدن, رفتن
من باید به بانک سر بزنم تا مقداری پول برداشت کنم.
احضار کردن, فراخواندن
متقاضیان برای آزمون ارزیابی مهارتها فراخوانده شدند.
فراخوان دادن
من یک جلسه برای فردا فراخوان خواهم کرد.
انتخاب کردن (شغل), جذب شدن (به شغل خاصی)
او پس از اجرا در یک گروه محلی به حرفهای در موسیقی فراخوانده شد.
پیش بینی کردن (نتایج)
سرمایهگذار پیشبینی کرد که ارز دیجیتال قبل از همهگیر شدن رشد خواهد کرد.
(شیر یا خط) خواندن
او شیر گفت و وقتی سکه روی آن طرف افتاد خوشحال شد.
برابر با شرط حریف شرطبندی کردن (پوکر)
من شرط شما را میپذیرم و کارت بعدی را میبینم.
تماس (تلفنی)
در طول تماس، او خبر خوب را به اشتراک گذاشت.
آواز (پرنده), صدا (حیوانات)
تصمیم, تصمیم
تصمیم داور, داوری
بازدید, ملاقات
ملاقاتی کوتاه
اختیار خرید, کال
فراخوانی, دعوت
فریاد (از سر اعتراض)
درخواست
اعتراض منجر به درخواستهایی برای اقدام فوری دولت شد.
تماس
درخواست نشان دادن دستها, فراخوان نشان دادن دستها
فراخوانی, قطع
درخت واژگانی



























