جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Warm-down
01
سرد کردن, تمرینات سبک پس از ورزش
light exercises or movements done after intense physical activity to help the body return to a normal state
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
warm-downs
مثالها
They spent a few minutes doing warm-downs before leaving the gym.
آنها چند دقیقه را به سرد کردن بدن قبل از ترک سالن ورزشی گذراندند.



























