جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سفر
خانواده برای تعطیلات تابستانی خود یک سفر به ساحل برنامه ریزی کردند.
لغزش, پای لغزیدن
او یک لغزش روی پیادهرو ناهموار داشت.
لغزش, اشتباه
او در طول سخنرانی خود با تلفظ اشتباه نام، یک اشتباه مرتکب شد.
گام سبک, راه رفتن چابک
او با یک قدم شاد در گامهایش راه میرفت.
تریگر, مکانیسم قطع
قطع مدار یک رهاسازی داشت تا از اضافه بار جلوگیری کند.
تجربه, ماجراجویی
بازدید از کوهها یک سفر واقعی برای حواس او بود.
سفر, تریپ
او تریپ ال اس دی خود را به تفصیل توصیف کرد.
سکندری خوردن, زمین خوردن
او متوجه پله کوچک نشد و هنگام ورود به اتاق تاریک لغزید.
در نشئگی و توهم به سر بردن, چِت بودن
او روی قارچها تریپ کرد و خود را در دنیایی سوررئال از تصاویر و احساسات غوطهور یافت.
فعال کردن, راه اندازی
برای روشن کردن موتور، باید سوئیچ احتراق را با چرخاندن کلید فعال کنید.
لغزاندن, انداختن
او پایش را دراز کرد تا در حین مسابقه دوستانه دوستش را بیاندازد، که باعث انفجار خنده شد.
سفر کردن, به گردش رفتن
ما تصمیم گرفتیم برای آخر هفته به ساحل سفر کنیم تا از آفتاب و موج سواری لذت ببریم.
غیر منطقی رفتار کردن
داری زیادی استرس میگیری؛ مهلت آنقدرها هم که فکر میکنی بد نیست.
درخت واژگانی



























