جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Trinket
01
زیورآلات بدلی
a small decorative object worn as jewelry that is not much valuable
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
trinkets
مثالها
The antique shop displayed an array of vintage trinkets: beaded bracelets, enamel pins, and dainty rings.
فروشگاه عتیقهجات مجموعهای از زیورآلات قدیمی را به نمایش گذاشته بود: دستبندهای مهرهای، پینهای میناکاری و حلقههای ظریف.
درخت واژگانی
trinketry
trinket



























