جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
حفر کردن, خندق کندن
کارگران ساختمانی منطقه را حفر میکنند تا لولههای تأسیسات را زیر زمین بگذارند.
حفر کردن, شیار ایجاد کردن
یخچال با حرکت در زمین، شیارهای عمیقی در منظر حفر کرده بود.
حفر کردن, خندق کندن
سربازان ساعتها خندق کندند تا یک خط دفاعی در برابر آتش دشمن ایجاد کنند.
حفر کردن, تحکیم کردن
سربازان دور اردوگاه خود را خندقکندی کردند تا در برابر حملات دشمن دفاع کنند.
تجاوز کردن, تهاجم کردن
سیاست جدید به حریم حقوق حریم خصوصی افراد تجاوز میکند و بحثهایی درباره نظارت و جمعآوری دادهها به راه میاندازد.
سربازان در خندق جمع شده بودند، منتظر علامتی برای پیشروی در زمین هیچکس بودند.
خندق, گودال
کارگران برای خط لوله جدید یک خندق حفر کردند.
گودال, چاله اقیانوسی
گودال ماریانا عمیقترین بخش شناختهشده اقیانوس است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی



























