جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
حمایت کردن
دوستان و اعضای خانواده اغلب در زمانهای چالشبرانگیز از یکدیگر حمایت میکنند.
تحمل کردن (وزن)
داربست به صورت استراتژیک قرار داده شد تا از کارگران در هنگام رنگ آمیزی نمای ساختمان حمایت کند.
والدین اغلب در دوران دانشگاه از فرزندان خود حمایت مالی میکنند.
حمایت کردن (از یک ایده، حرکت و غیره)
در فصل انتخابات، افراد ممکن است به طور علنی از یک نامزد سیاسی خاص حمایت کنند.
حمایت کردن، تشویق کردن
من از زمان بچگی حمایت کردهام از منچستر یونایتد.
با ارائه شواهد اثبات کردن
او آزمایشهایی را برای حمایت از فرضیه خود درباره تأثیر تغییرات آبوهوایی بر زندگی دریایی انجام داد.
دفاع کردن
در طول مناظره، هر شرکتکننده این فرصت را داشت که از موضع خود در مورد سیاست پیشنهادی حمایت کند.
تحمل کردن, اجازه دادن
در یک رابطه سالم، شرکا از فردیت یکدیگر حمایت میکنند، که اجازه رشد شخصی و بیان را میدهد.
بهعنوان اجرای فرعی اجرا کردن
گروه محلی هیجانزده بود که از هنرمند اصلی حمایت کند و موسیقی خود را به مخاطبان بیشتری نشان دهد.
آتل, محافظ، نگهدارنده
کمک و همدردی
او در طول بیماریاش حمایت زیادی از دوستانش دریافت کرد.
پشتیبان
حمایت آنها از علت محیط زیست منجر به تغییرات مثبت شده است.
پشتیبانی مالی
همسویی منافع
حمایت نظامی
اعتبار اسنادی
به دوش کشیدن
ستون
تیرهای حمایت پل، پایداری آن را تحت ترافیک سنگین تضمین میکنند.
امرار معاش
موسیقی پسزمینه
حمایت مالی
اجرای فرعی (در کنسرت راک یا پاپ)
درخت واژگانی



























