جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
گسترش یافتن, شیوع یافتن، پخش شدن
ویروس آنفلوانزا میتواند به راحتی در مکانهای شلوغ پخش شود.
باز کردن (چیزی که تا شده)
او پتو را روی چمن پهن کرد برای پیک نیک.
گسترش دادن
باغبان کود را در سراسر چمن پخش کرد تا رشد سالم علف را تقویت کند.
مالیدن, پخش کردن
او قبل از اضافه کردن مربا، کره را روی نان تست مالید.
بسط دادن, گسترش دادن
این کمپین نفوذ خود را به شهرهای همسایه گسترش داد.
پخش کردن
سازمان از طریق کمپینهای آموزشی، آگاهی درباره اهمیت حفاظت از محیط زیست را گسترش داد.
باز کردن, گسترش دادن
عقاب بالهایش را به طور گسترده گسترد در حالی که با ظرافت در آسمان پرواز میکرد.
(سطح چیزی را) پوشاندن
هنرمند مجسمه را با یک لایه موم پوشاند تا به آن پایانکاری براق بدهد.
پخش شدن, گسترش یافتن
شایعه به سرعت در سراسر دفتر پخش شد.
مزرعه
تفاوت
گسترش (نامنظم)
انتشار
گسترش سریع ایدهها منجر به تغییرات اجتماعی مهمی شد.
روتختی
غذای اعیانی
یک وعده غذایی بداهه, یک میان وعده مشترک
زندانیان یک ضیافت از چیپس، رامن و تن ماهی کنسروی تهیه کردند.
خمیر, اسپرید
گسترده, پراکنده
وسیع
آماده (برای سرو یا خوردن)
درخت واژگانی



























