جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سوراخ کردن, فرورفتن
جنگجو در طول نبرد حریف خود را با نیزه سوراخ کرد.
الکل یا مواد مخدر به نوشیدنی اضافه کردن, مخدر کردن نوشیدنی
او پانچ را با ودکا تقویت کرد، که آن را بسیار قویتر از حد انتظار ساخت.
جهش کردن (قیمت، ارزش و...)
فروش در فصل تعطیلات به طور ناگهانی افزایش یافت اما به سرعت در ژانویه کاهش پیدا کرد.
میخکوب کردن, محکم کردن با میخهای بزرگ یا برآمدگیهای فلزی
آنها تختههای چوبی را در سراسر نهر میخکوب کردند تا یک پل موقت ایجاد کنند.
سرکوب کردن, مسدود کردن
دولت داستان خبری را مسدود کرد تا از رسیدن آن به عموم جلوگیری کند.
فرورفتن, کوبیدن
دونده هنگام سر خوردن به سمت بیس دوم، بازیکن بیس را با نوک کفش زد.
پرتاب محکم توپ به زمین, اسپایک
کوارتربک توپ را محکم به زمین کوبید تا زمان متوقف شود.
اسپایک کردن, ضربه زدن
بازیکن برای کسب امتیاز توپ را اسپایک کرد.
افزایش ناگهانی برق باعث اوج ولتاژ شد و به وسایل الکترونیکی حساس آسیب رساند.
کفش میخی, کفش استوکدار
او میخهای جدیدی برای مسابقه دو خرید.
میخ بزرگ محکم, نوک تیز
نوک تیز, میخ
نوک تیز, میخ
یک نوک تیز, یک خار
پاشنه خیلی بلند و باریک, پاشنه سوزنی
خار, میخ
جهش (قیمت و...), افزایش ناگهانی
سنبله, خوشه
خوشه, سنبله
ضربه محکم, حمله
ضربه او آخرین امتیاز را برای تیم به ارمغان آورد.



























