جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سر خوردن, لغزیدن
بچهها خندیدند در حالی که از سرسره لغزنده در پارک آبی سر میخوردند.
سر دادن, لغزاندن
او با مهارت سینی را روی پیشخوان لغزاند و نوشیدنیها را به مشتریان تحویل داد.
سر خوردن
بعد از باران، لاستیکهای ماشین شروع به لغزش روی پیادهرو خیس کردند.
خزیدن, لغزیدن
مارمولک روی سنگهای داغ لغزید و به دنبال سایه زیر یک تخته سنگ بزرگ گشت.
سرسره
زمین بازی یک سرسره قرمز روشن داشت که همه بچهها برای استفاده از آن صف کشیده بودند.
اسلاید (در آلات موسیقی)
ترومبون نواز اسلاید را تنظیم کرد تا در طول سولوی جاز نوت کامل را بزند.
عملِ سرخوردن
فرسایش
نوعی بازی که با حرکات نگشتان انجام میگیرد
نوعی آرایش دفاعی (در بازی لاکراس)
مدافع یک لغزش بینقص انجام داد تا به دفاع در برابر ضدحمله سریع کمک کند.
اسلاید, صفحه ارائه
اسلاید اول من یک نمای کلی از موضوع ارائه داد.
درخت واژگانی



























