جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قرار دادن, گذاشتن
فضاسازی کردن
کاشتن
تنظیم کردن, چیدمان کردن
قرار دادن, گذاشتن
تنظیم کردن
چیدن, آراستن
تعیین کردن, مشخص کردن، فیکس کردن
غروب کردن
(کسی یا چیزی را در شرایط خاص) قرار دادن
سفت شدن, خود را گرفتن (مایع)، جامد شدن
جا انداختن (استخوان)
موجب (شروع کاری یا چیزی) شدن, باعث شدن، دلیل اصلی (وقوع چیزی) شدن
مدل دادن (مو), حالت دادن
جوش خوردن, بهبود یافتن
پایهگذاری کردن, ثبت کردن، نهادینه کردن
به ثبت رساندن (رکورد), رکورد زدن
تعیین کردن, مشخص کردن
تنظیم کردن, تدوین کردن
میوه دادن
میوه دادن
تعیین کردن, مشخص کردن
تأثیر قوی و قابل توجهی بر کسی یا چیزی داشتن, سنگینی کردن بر کسی یا چیزی
تنظیم کردن, پذیرفتن
چاپ کردن, دادن
ایستادن و اشاره کردن، هدف گرفتن
تیز کردن (چاقو و غیره)
پیچ کردن, میخ زدن
انجام حرکات رقص هماهنگ, اجرای یک کورئوگرافی به عنوان زوج
حرکت کردن به سوی, جریان یافتن
خود را قرار دادن, آماده شدن
جلوگیری کردن, مقابله کردن
آراستن, تزیین کردن
رها کردن, پراکندن
صحنه, محل فیلمبرداری
یک حلقه, یک گروه
ست, سری
قرار دادن, موقعیتدهی
دستگاه (رادیو، تلویزیون و...), گیرنده
آمادگی, تمایل
گرایش, تمایل
غروب, فرورفتن
مجموعه
ست, سث
سفت شدن, سخت شدن
ست, بازی
آهنگهای اجراشده
ست (بازی ورق)
ست, بازی
پاس, پاس دقیق
آماده, حاضر
ثابت, محکم
قرار گرفته, نصب شده
آماده, مرتب شده
غروب کرده, پنهان شده
سفت شده, جامد شده
تعیینشده, ثابت



























