جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قرار دادن, گذاشتن
او کتاب را روی میز گذاشت.
فضاسازی کردن
نمایش در دهه پرجنبوجوش 1920 قرار دارد.
کاشتن
او با دقت بذرهای گوجهفرنگی را در باغچه کاشت تا باغ سبزیجات خود را شروع کند.
تنظیم کردن, چیدمان کردن
اپراتور چاپخانه صفحات را برای چاپ بزرگ تنظیم کرد.
قرار دادن, گذاشتن
جواهرساز الماس درخشان را در حلقه نامزدی نصب کرد.
تنظیم کردن
او کامپیوتر را روی بیصدا تنظیم کرد.
چیدن, آراستن
او برای مناسبت خاص میز را با چینیهای ظریف و ظروف نقرهای چید.
تعیین کردن, مشخص کردن، فیکس کردن
بیایید برای جلسه هفته آینده یک تاریخ تعیین کنیم.
غروب کردن
خورشید در غرب غروب میکند، آسمان را با رنگهای زیبا رنگ میزند.
(کسی یا چیزی را در شرایط خاص) قرار دادن
تشویق معلم دانشآموزان را قبل از امتحان بزرگ راحت کرد.
سفت شدن, خود را گرفتن (مایع)، جامد شدن
ژله شروع به سفت شدن در یخچال کرد.
جا انداختن (استخوان)
پزشک مجبور شد بازوی پسرم را پس از حادثه اسکیتبرد جا بیندازد.
موجب (شروع کاری یا چیزی) شدن, باعث شدن، دلیل اصلی (وقوع چیزی) شدن
سوال او را به فکر کردن درباره پاسخ واداشت.
مدل دادن (مو), حالت دادن
او از اسپری مو برای ثابت نگه داشتن فرهایش برای شب استفاده کرد.
جوش خوردن, بهبود یافتن
دکتر به او اطمینان داد که استخوان ترقوه شکسته با گذشت زمان به طور طبیعی جوش میخورد.
پایهگذاری کردن, ثبت کردن، نهادینه کردن
سبک منحصر به فرد هنرمند تعیین کرد یک جهت جدید در هنر معاصر.
به ثبت رساندن (رکورد), رکورد زدن
او در دو 100 متر رکورد جدیدی به جا گذاشت.
تعیین کردن, مشخص کردن
او یک هدف تعیین کرد تا تکالیفش را تا ساعت 5 بعدازظهر تمام کند.
تنظیم کردن, تدوین کردن
استاد سوالات امتحان نهایی را تنظیم میکند.
میوه دادن
درختان سیب در باغ تابستان میوه میدهند.
میوه دادن
بعد از شکوفه دادن درخت سیب، زمان زیادی نگذشت که میوهها تشکیل شدند.
تعیین کردن, مشخص کردن
فروشنده قیمت گلدان عتیقه را 200 دلار تعیین کرد.
تأثیر قوی و قابل توجهی بر کسی یا چیزی داشتن, سنگینی کردن بر کسی یا چیزی
دسر غنی سنگینی میکند روی معده من.
تنظیم کردن, پذیرفتن
چهرهاش ثابت در نگاهی مصمم بود در حالی که آماده میشد تا با چالش روبرو شود.
چاپ کردن, دادن
سرزنش شدید او چهرهای جدی بر صورتهایشان نشاند.
ایستادن و اشاره کردن، هدف گرفتن
او تماشا کرد که سگش با دُم سفت ایستاده بود، آماده تا به خرگوش پنهان اشاره کند.
تیز کردن (چاقو و غیره)
او تیغه چاقو را تا تیزی تیغ ریش تراشی تیز کرد.
پیچ کردن, میخ زدن
او میداند چگونه پیچها را به درستی محکم کند.
انجام حرکات رقص هماهنگ, اجرای یک کورئوگرافی به عنوان زوج
در طول رقص مربعی، آنها با اشتیاق جاگیری کردند، با ظرافت حرکت کردند.
حرکت کردن به سوی, جریان یافتن
ابرها از غرب حرکت میکنند، نشانهای از باران.
خود را قرار دادن, آماده شدن
او خودش را در وضعیتی خمیده قرار داد قبل از اینکه بپرد.
جلوگیری کردن, مقابله کردن
او حریفانشان را در دور نهایی مسدود کرد.
آراستن, تزیین کردن
لباس او با الماسهای درخشان مزین شده بود.
رها کردن, پراکندن
او بادبادک را رها کرد، آن را به بالا در آسمان پرتاب کرد تا بر باد پرواز کند.
صحنه, محل فیلمبرداری
دکور مفصّل برای موزیکال دارای یک پسزمینه خیرهکننده از خط افق شلوغ شهر بود که تماشاگران را در فضای پرجنبوجوش داستان غرق میکرد.
یک حلقه, یک گروه
او در یک گروه هنری از دوستان حرکت میکرد.
یک مجموعه میتواند شامل اعداد، حروف یا موارد دیگری باشد که ویژگی مشترکی دارند.
ست, سری
او سه ست اسکات را در باشگاه تکمیل کرد.
قرار دادن, موقعیتدهی
میز پس از چیدن دقیق ظروف آماده بود.
دستگاه (رادیو، تلویزیون و...), گیرنده
او تلویزیون را روشن کرد تا اخبار را تماشا کند.
آمادگی, تمایل
موضوع یک آمادگی برای پاسخگویی تهاجمی نشان داد.
گرایش, تمایل
او در موقعیتهای چالشبرانگیز تمایل به خوشبینی دارد.
غروب, فرورفتن
آنها غروب خورشید را از بالای تپه تماشا کردند.
مجموعه
او برای تولدش یک ست زیبا از چاقوهای آشپزخانه دریافت کرد.
ست, سث
ست به عنوان خدای آشوب و طوفانها ترسیده میشد.
سفت شدن, سخت شدن
سیمان برای رسیدن به گیرش کامل به 24 ساعت نیاز دارد.
ست, بازی
او اولین ست را 6-4 برد.
آهنگهای اجراشده
گروه یک ست از استانداردهای جاز نواخت.
ست (بازی ورق)
او یک ست از سه آس را در بازی کامل کرد.
ست, بازی
آنها ست اول را 25-20 بردند.
پاس, پاس دقیق
او روی انجام یک ست تمیز به هم تیمی خود تمرکز کرد.
آماده, حاضر
با تمام تزئینات در جای خود و غذا آماده، ما برای شروع مهمانی آماده بودیم.
ثابت, محکم
فک او با عزم محکم شده بود.
قرار گرفته, نصب شده
خانه قرار دارد روی تپهای آرام که مشرف به دره است.
آماده, مرتب شده
میز برای یک شام رسمی چیده شده بود.
غروب کرده, پنهان شده
خورشید غروب کرده بود، سایههای بلندی را در سراسر دره میانداخت.
سفت شده, جامد شده
بتن سفت شده و برای ساختوساز آماده است.
تعیینشده, ثابت
آنها یک رویه تعیینشده را برای تأییدها دنبال کردند.



























