جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
امتیاز, گل
همه در مهمانی از امتیاز بالا در بازی کارت متعجب شدند.
نمره امتحان
او در امتحان نمره کامل دریافت کرد.
پارتیتور, نت نوشته، نوتاسیون کامل یک قطعه موسیقی
ارکستر از روی نت کامل تمرین کرد.
موسیقی متن
آهنگساز برای موسیقی به زیبایی دلگیرش برای فیلم حماسی مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.
دسته یا گروه بیستتایی
کشاورز یک score سیب از باغ خود برداشت کرد.
حقایق, جزئیات
او به من score در مورد برنامههای شرکت داد.
امتیاز, گل
او یک شوت پرخطر را امتحان کرد و امتیاز پس از چند ثانیه پرتنش آمد.
غنیمت, شکار
او در مورد آخرین اسکور خود لاف زد.
کینه, نفرت
او یک حساب علیه شریک تجاری سابق خود داشت.
برش, شیار
نجار یک برش برای هدایت اره ایجاد کرد.
حساب, بدهی
او یک صورتحساب در بار جمع کرد.
امتیاز کسب کردن, گل زدن
او در دقیقه آخر یک گل زد.
خراشیدن, علامت گذاری کردن
نانوا از چاقو برای برش دادن خمیر نان قبل از پخت برای یکنواخت شدن استفاده کرد.
نمره دادن, ارزیابی کردن
به عنوان داوران، ما باید هر رقصنده را بر اساس تکنیک، سبک و عملکرد کلیشان به دقت امتیاز دهیم.
امتیاز گرفتن, گل زدن
یک شوت سهامتیازی موفق در بسکتبال میتواند سه امتیاز به دست آورد.
رابطه داشتن, همخواب شدن
بعد از مدتی گپ زدن در مهمانی، او توانست با یکی از مهمانها رابطه برقرار کند.
نتنویسی کردن (موسیقی)
آهنگساز یک سمفونی زیبا برای ارکستر مینویسد.
برتری یافتن
علیرغم شرایط چالشبرانگیز، پشتکار او به او کمک کرد تا کسب ترفیع در کار کند.
ثبت کردن امتیاز, پیگیری امتیاز
او در بازی امشب امتیاز را ثبت خواهد کرد.
به دست آوردن, کسب کردن
او بلیت کنسرت فروختهشده را گرفت. (or بدست آورد)
درخت واژگانی



























