جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کامل مصرف شدن, تمام کردن
جوهر پرینتر تمام شد، بنابراین نمیتوانم این اسناد را چاپ کنم.
تمام شدن, کم آوردن
رستوران به طور غیرمنتظرهای از غذای محبوب تمام کرد.
تمام شدن, خشک شدن
جویبار به آرامی تمام شد، و در طول خشکسالی بستری خشک و سنگی از خود به جای گذاشت.
منقضی شدن, باطل شدن
کارت عضویت آنها تمام شد، به این معنی که دیگر نمیتوانستند به باشگاه انحصاری دسترسی داشته باشند.
تمام کردن, از پا درآمدن
با انجام دادن کارهای زیاد در یک روز خود را خسته نکنید.
تمام کردن, به پایان رساندن
تیم انرژی خود را تمام کرد، در دقایق پایانی بازی همه چیز خود را داد.
سرریز شدن, جاری شدن
سینک سرریز شد، و آب سرازیر شد، آشپزخانه را سیل گرفت.
کشیدن, به حداکثر طول کشیدن
او طناب را تا حداکثر طولش باز کرد تا چادر را در جای خود محکم کند.
ران اوت, دویدن و اوت شدن
بازیکن زننده هنگام تلاش برای دزدیدن یک ضربه سریع آوت شد.



























