جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
انگشتر
او یک حلقه نقرهای با سنگ قیمتی آبی برای تولد مادرش خرید.
شبکه جنایی, سازمان جنایی
پلیس یک باند جنایی را دستگیر کرد.
صدای مشخصه, زنگ
حلقه, انگشتر
حلقه, انگشتر
حلقه, انگشتر
رینگ (بوکس), تشک (کشتی)
صدای زنگ, نوای زنگ
صدای ناقوس کلیسا در سراسر روستا طنین انداز شد.
چرخه, حلقه
حلقه, دایره
درخت یک حلقه داشت که هر سال رشد آن را نشان میداد.
زنگ زدن
زنگ کلیسا با صدای بلند به صدا درآمد، صدای آن در سراسر شهر طنین انداز شد.
با کسی تماس گرفتن, به کسی زنگ زدن
هر یکشنبه به والدینم تلفن میزنم تا از حالشان باخبر شوم.
محاصره کردن, احاطه کردن
بچهها تصمیم گرفتند درخت را با گلهای رنگارنگ محاصره کنند.
طنین داشتن, پژواک داشتن
سالن با خنده طنین انداز شد در طول اجرا.
زنگ زدن, به صدا درآوردن زنگ
او طناب را کشید تا زنگ را بزند، ورود مهمانان را اعلام کند.
حلقه زدن, با حلقه علامت گذاری کردن
کشاورز برای شناسایی، گوش گاو را حلقهگذاری کرد.
درخت واژگانی



























